سرانجام سیاه زنی که به دام شوهر شیاد افتاد
۸۹۶۰۳۶
۲۲ مرداد ۱۳۹۸ - ۲۰:۵۴
۱۵۰۳۵ 
زن ۳۰ ساله‌ با مراجعه به کارشناس اجتماعی کلانتری میرزاکوچک خان مشهد از سرنوشت سیاه خود پرده برداشت.

روزنامه خراسان: زن ۳۰ ساله‌ای که مدعی بود همسرش او را با کتک کاری و گروکشی در تنگنای طلاق قرار داده است به کارشناس اجتماعی کلانتری میرزاکوچک خان مشهد گفت: پدرم کارگر ساختمانی بود و خیلی تلاش می‌کرد تا هزینه‌های زندگی خانواده ۹ نفره اش را تامین کند به همین دلیل تا جایی که به خاطر دارم هیچ گاه از نظر مالی در مضیقه نبودیم، ولی من هیچ گاه نتوانستم مهر و محبت پدری را به خوبی درک کنم چرا که آخرین فرزند خانواده بودم و در پنج سالگی پدرم را از دست دادم.

از آن روز به بعد زیر بال و پر مادر م قرار گرفتم و او جای خالی پدرم را نیز در زندگی پر می‌کرد تا هیچ کمبودی را احساس نکنیم. مادرم در همین شرایط سخت به تحصیل ما اهمیت می‌داد من هم مانند دیگر خواهر و برادرانم به تحصیل ادامه دادم تا این که در سال آخر دبیرستان یکی از همسایگان مرا برای پسرش خواستگاری کرد. «فرزین» ۲۰ ساله بود و شغل ثابتی نداشت.

با وجود این بعد از تحقیق و پرس و جو تصمیم به ازدواج با او گرفتم. چرا که اهالی محل از خانواده «فرزین» تعریف می‌کردند. بعد از برگزاری مراسم عقدکنان روز‌های خوبی را می‌گذراندیم چرا که هنوز مسئولیت سنگین زندگی مشترک بر دوش فرزین نیفتاده بود و من هم هیچ گونه نگرانی را در این باره حس نمی‌کردم تا این که همزمان با برگزاری جشن عروسی، مشکلات ما نیز شروع شد.

فرزین علاقه‌ای به کار کردن نشان نمی‌داد و با اصرار و فشار خانواده اش گاهی سر کار می‌رفت. به همین دلیل همواره در تامین مخارج زندگی دچار مشکل می‌شدیم. هیچ راه چاره‌ای به ذهنم نمی‌رسید در دو راهی تردید دست و پا می‌زدم که متوجه شدم باردار هستم. دیگر نمی‌توانستم به طلاق فکر کنم چرا که دخترم نیز قربانی تصمیم من می‌شد. سعی کردم در همان اتاق کوچکی که پدر فرزین در اختیارمان گذاشته بود به زندگی با او ادامه بدهم، اما همزمان با به دنیا آمدن دخترم اوضاع زندگی ما نیز کاملا به هم ریخته بود.

چرا که فهمیدم فرزین به مواد مخدر اعتیاد دارد و به همین دلیل تا بعدازظهر از رختخوابش بیرون نمی‌آمد و دیگر سر کار هم نمی‌رفت. فرزین به خاطر عوارض اعتیاد آن جوان سابق نبود و به فردی پرخاشگر تبدیل شده بود. به خاطر دخترم تلاش کردم تا با مشکلات زندگی کنار بیایم، ولی زمانی که فهمیدم او با زن دیگری در ارتباط است دیگر نتوانستم این شرایط را تحمل کنم.

از سوی دیگر نیز پدر فرزین که از اوضاع وخیم او خسته شده بود، ما را از خانه اش بیرون کرد. در این شرایط سرنوشت من به گونه دیگری رقم خورد و تصمیم گرفتم از فرزین طلاق بگیرم. خلاصه همه حق و حقوقم را در قبال حضانت دخترم بخشیدم و به صورت توافقی از یکدیگر جدا شدیم. بالاخره با حمایت‌های برادرم و اطرافیانم فروشگاه لباس زنانه راه اندازی کردم و مشغول کار شدم.

طولی نکشید که اوضاع مالی ام بهتر شد و هر روز بیشتر امکانات رفاهی را برای زندگی ام فراهم می‌کردم. خواهرم نیز از دختر کوچکم نگهداری می‌کرد تا من در فروشگاه کار کنم. در این میان یکی از همسایگان خواهرم که متاهل بود از من خواستگاری کرد. او مدعی بود ماجرای ازدواج مان باید پنهان بماند تا فرزندانش دچار آسیب روحی نشوند، اما زمانی که این موضوع لو رفت خودش آن را آشکار خواهد کرد. بالاخره با اصرار اطرافیانم به عقد موقت «بابک» درآمدم. او که فردی بازاری بود وعده و وعید‌های زیادی به من می‌داد. تا این که روزی از من خواست دیگر کار نکنم.

او مدعی بود مشکل مالی ندارد و احتیاجی نیست که من در بیرون از منزل کار کنم. من هم که اعتماد زیادی به او داشتم و از سوی دیگر نیز می‌خواستم این زندگی را با چنگ و دندان حفظ کنم همه اجناس فروشگاه را فروختم و به همسرم دادم چرا که بابک قصد داشت مبلغی روی آن پول‌ها بگذارد و خانه ویلایی بزرگی برایم بخرد من حتی ارثیه پدری ام را به او دادم، ولی از خرید خانه خبری نبود.

خلاصه در حالی که همسر اول بابک ماجرای ازدواجش را فهمیده بود من هم اصرار کردم تا پول هایم را بازگرداند، اما او مقابلم ایستاد و گفت: فقط در قبال بخشیدن مهریه و طلاق، پولت را برمی گردانم وگرنه هیچ مدرکی نداری! به ناچار دست به دامان قانون شدم، اما او وقتی موضوع شکایتم را فهمید به شدت کتکم زد و ... شایان ذکر است به دستور سرهنگ احمد محتشمی (رئیس کلانتری میرزاکوچک خان) این پرونده در دایره مددکاری مورد بررسی قرار گرفت.

ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

برچسب ها:
انتشار یافته: 20
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
21:55 - 1398/05/22
بازهم مشهد؟؟؟؟؟
پاسخ ها
داریوش
Iran, Islamic Republic of
۰۳:۲۵ - ۱۳۹۸/۰۵/۲۳
بازم مشهد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
...
Iran, Islamic Republic of
23:35 - 1398/05/22
نمیدونم چرا انقدر راحت گول می خوری.تو که کار داشتی دردت چی بود .
Iran, Islamic Republic of
23:49 - 1398/05/22
لطفا سرانجام مردی که به دست زن های شیاد میفتن هم بنویسید. چرا همیشه اونوری مینویسید؟!
حیف که ازدواج کردم....
پاسخ ها
بدون نام
Romania
۰۵:۴۷ - ۱۳۹۸/۰۵/۲۳
یعنی پشیمانی که زن گرفتی حتما میگی نانش میدم حتما هم مشهدی هستی تمام حوادث ایران مال مشهد تهران هستش این دوشهر علتش چیه که اینقدر وحشتناک هستش ففط یک علت داره .....
Iran, Islamic Republic of
00:34 - 1398/05/23
نامردتر از این موجود نر کلاهبردار که زن و بچه دارد و پنهانی زن دیگری را میگیرد وجود ندارد.آیا اگر کسی با خواهر و یا دختر چنین کاری بکند سکوت میکنی؟ البته این خانم هم بی تقصیر نیست که مرد متاهل را برای ازدواج انتخاب میکند. چقدر سقوط اخلاقی ؟؟؟ به کجا میرویم؟
Iran, Islamic Republic of
00:56 - 1398/05/23
تا اونجا که کارکردی و زندگی خودت و دخترت رو اداره کردی ازت خوشم اومد ولی بعدش شدی یه انگل یه زن مفلوک بی غیرت که حقت بجز اون چیزی که سرت اومد نبود واقعا دلم خنک شد چی کم داشتی که روی سر یه خانواده و یه زن دیگه خراب شدی؟
شنیدی میگن بار کج به منزل نمیرسه همینه اگر مرد میخواستی خوب مرد کم نبود
چرا فکر کردی یه نامردی که داره به زن و اولاد خودش خیانت می کنه میتونه برای تو مرد باشه
رفتی دنبال یه نامرد انتظار مردی داشتی ؟
حقت بود هر چی سرت اومد
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۰۱:۰۸ - ۱۳۹۸/۰۵/۲۵
آفرین دمت گررررم... حرف حق رو زدی
Iran, Islamic Republic of
02:10 - 1398/05/23
لطفا انقد خبرای بی نتیجه نذارید،مسخرشو دراوردید،همه ی پرونده هاتون تهش بی سر و ته.نه کسی به حقش رسیده نه کسی مجازات شده،خب وایسید کامل شد تیتر بزنید
Iran, Islamic Republic of
03:04 - 1398/05/23
همچنان مشهد اونم تو محله ما میرزا کوچک خان
Iran, Islamic Republic of
05:03 - 1398/05/23
خانوم های عزیز هرگز با مرد های متاهل ازدواج نکنید که سرانجامی نداره به هزاران دلیل از من گفتن بود والسلام
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۰۹:۵۶ - ۱۳۹۸/۰۵/۲۵
درسته .موافقم.
Iran, Islamic Republic of
07:53 - 1398/05/23
غلط کردی همسرمردمتاهل شدی،،، کسی که زن داره خودش بیشعوروخیانتکاره شمازنادیگه چرا،،،
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۵۵ - ۱۳۹۸/۰۵/۲۵
اره واقها بعضی ها هیچ فکر ندارن زنا رو میگم چقدر احمق بود این زن
Iran, Islamic Republic of
16:31 - 1398/05/23
مشهد مشهد مشهد چه خبره خدا
Iran, Islamic Republic of
17:29 - 1398/05/24
تویي که کار و کاسبي خوبي داشتي چرا دیگه بازم ازدواج کردي . ؟؟؟
Iran, Islamic Republic of
01:12 - 1398/05/25
خب زنیکه ی بیشعور اون اگر مرد بود حامی خانواده ی خودش میشد نه که زیر پای زن وبچه ی خودشو خالی کنه... واقعا چی فکر کردی که به عقد یه مرد متاهل دراومدی اون هم موقت!!! بعدشم تمام داراییت رو براش فروختی؟ اصن چی جوری واست جلب اعتماد کرده بود که بخاطرش این کارو کردی؟؟ آدم واقعا سراز کار بعضی زنها در نمیاره....
Iran, Islamic Republic of
08:38 - 1398/05/25
واقعا یکی از چیزهایی که توی برترینها برای من خیلی تعجب برانگیزه همین اخبار مربوط به حوادث هست که چرا بیشترین ماجراها توی مشهده. خصوصا ناموسیها
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج