کم کم آن دنیا جذاب‌تر از این دنیا می‌شود
۱۱۵۹۰۶۳
۱۴ مهر ۱۴۰۰ - ۰۶:۴۲
۱ 
شهرت اویسی و محبوبیت فراگیرش برمی‌گردد به تصویری متفاوت که از این بازیگر آثار اغلب جدی در سریال بدون شرح به کارگردانی مهدی مظلومی ساخته شد. اویسی در نقش کیومرث کاووسی درخشید.

برترین‌ها: فتحعلی اویسی بازیگر و کارگردان سینما و تلویزیون ایران در سن ۷۶ سالگی بر اثر سکته مغزی درگذشت. اویسی که اوایل دهه ۱۳۵۰ در آمریکا از رشته کارگردانی و بازیگری سینما فارغ‌التحصیل شده بود سال ۱۳۵۷ با حضور د ر فیلم «قدغن» از ساخته‌های علیرضا داوودنژاد فعالیت‌های جدی‌تر سینمایی‌اش را آغاز کرد.

کم کم آن دنیا جذاب‌تر از این دنیا می‌شود

او در «ناخدا خورشید» به کارگردانی ناصر تقوایی نقش سرهنگ تبعیدی را برعهده داشت، دو سال بعد در «سرب» کیمیایی حضور پیدا کرد و در «هامون» و «بانو» هر دو از داریوش مهرجویی هم به نقش‌آفرینی پرداخت. اما شهرت اویسی و محبوبیت فراگیرش برمی‌گردد به تصویری متفاوت که از این بازیگر آثار اغلب جدی در سریال بدون شرح به کارگردانی مهدی مظلومی ساخته شد. اویسی در نقش کیومرث کاووسی درخشید.

کم کم آن دنیا جذاب‌تر از این دنیا می‌شود

دامون قنبرزادهنوشت: «فتحعلی اویسی عزیز، امروز را برای شما می‌نویسم. یادم می‌آید اولین بار شما را روی پرده‌ی سینما دیدم؛ «هی جو». کودک بودم و چیز چندانی از فیلم سردرنمی‌آوردم. اما تنها تصویری که از آن فیلم در خاطرم ماند، کنسرو‌های لوبیایی بود که می‌خوردید! نمی‌دانم چرا چنین تصویری در ذهنم حک شد. لابد به خاطر تیپ و قیافه‌ی جذاب‌تان هم بود که من از کل آن فیلم، فقط شما و لوبیا خوردن‌تان را به خاطر سپردم. این آغاز ارادتم به بازیگری بود که به نظرم در سینمای ایران همتا نداشت. وقار، جدیت و تصویر شما، کادر تمام فیلم‌ها را به‌راحتی پر می‌کرد و برای هر کارگردانی افتخار بود. اما شما برای من در «آقای کاووسی» به اوج رسیدید و نشان دادید با چه ظرافتی می‌توانید در عین جدیت، طناز و بامزه باشید. از آن به بعد شما دیگر فتحعلی اویسی نبودید، آقای کاووسی بودید و من آقای کاووسی را جور دیگری دوست داشتم. همیشه آرزو می‌کردم آدمی مانند آقای کاووسی در زندگی‌ام بود تا همه‌چیز شیرین‌تر باشد.

کم کم آن دنیا جذاب‌تر از این دنیا می‌شود

آروز داشتم شما را از نزدیک ببینم و صحبت کنم. یادم می‌آید یک سال پیش، به شما تلفن کردم. می‌خواستم مصاحبه‌ای مفصل با شما ترتیب بدهم. صدای‌تان را که از پشت تلفن شنیدم، هیجان‌زده شدم؛ آقای کاووسی داشت با من حرف می‌زد! صدایم می‌لرزید. اگر بدانید چه استرسی گرفته بودم! گفتم خیلی خوشحالم که دارم با شما، یکی از هنرمندان محبوبم، حرف می‌زنم. شما هم با همان صدای آشنا، محکم و در عین حال آرام‌تان تشکر کردید. ماجرای مصاحبه را با شما در میان گذاشتم. گفتید در حال رفتن به سفر هستید. هر موقع برگشتید، می‌توانیم با هم هماهنگ کنیم. شما به سفر رفتید. هیچ‌وقت فرصت آن مصاحبه پیش نیامد و امروز احساس می‌کنم هیچ‌وقت از سفر برنگشتید.

کم کم آن دنیا جذاب‌تر از این دنیا می‌شود

استاد عزیزم، اگر بدانید چه‌قدر غمگینم از رفتن‌تان.‌ای کاش می‌ماندید.‌ای کاش می‌دیدم‌تان.‌ای کاش می‌دانستید که چه‌قدر دوست‌تان دارم. آن روز وقتی به شما تلفن زدم، باید این علاقه را بیش‌تر نشان می‌دادم. حالا پشیمانم. با وجود آن‌همه فیلم‌های درجه‌یک و بازی‌های ماندگار، شما برای من همیشه همان آقای کاووسی باقی خواهید ماند. تا ابد. امروز را برای شما می‌نویسم، استاد عزیزم، فتحعلی اویسی، آقای کاووسی...»

کم کم آن دنیا جذاب‌تر از این دنیا می‌شود

فرزاد مؤتمن درباره‌ی او نوشت: «اواخر دهـه شصت بود که داریوش مهـرجویٔى در نظر داشت، فیلمى بسازد بنام "کاراگاه یحیى". نقش این کاراگاه براى فتحعلى اویسى نوشته شده بود، او قرار بود در نقش کاراگاهـى ظاهـر شود که طى یک روز، در حال پیگیرى پرونده یک قتل است. آنروز هـوا ابتدا نیمه ابرى ست، سپس تمام ابرى میشود، بعدتر ابرهـا فشرده میشوند، سپس سیاه میشوند، باران میاید، باران شدید میشود، طوفان میشود، سیل میاید، آب شهـر را با خود میبرد، اما یحیى هـمچنان بدنبال قاتل است.

کم کم آن دنیا جذاب‌تر از این دنیا می‌شود

شرایط ساخت فیلم در ایران مهـیا نشد، به هـمسایه هـاى شمالى فکر کردند، حتى گویا سفرى هـم به باکو انجام شد، اما هـزینه ساخت آن، بسیار بیشتر از بودجه اى بود که در اختیار داشتند. "کاراگاه یحیى" ساخته نشد و اویسى بهـترین امکان زندگى حرفه اى خود را از دست داد. او که پنج فیلم هـم کارگردانى کرده، در دهـه شصت بیشتر بعنوان بازیگر نقش هـاى منفى شناخته شد، اما او، نقش منفى را شیرین بازى میکرد.

کم کم آن دنیا جذاب‌تر از این دنیا می‌شود

ویژگى فوق العاده و کمیابى که سینماى ایران قدرش را ندانست و طبعاً اویسى هـم از آن دست کشید تا رفته رفته پاى ثابت سریالهـا و تله فیلمهـاى "طنز" پر شمارى باشد که نمایشگر استعداد واقعى او نبودند. سال ٧١ بود که برنامه ریز تله فیلمى بنام "دیدار در غبار" (ضیاء درى) بودم و اویسى هـم در آن بازى داشت. او با اتومبیل خودش که یک ماشین دهـه هـفتادى نسبتاً فرسوده بود (فکر کنم یک داتسن بود)، سر کار میامد و من هـم اغلب با او هـمراه میشدم. یک روز در طول راه به او گفتم که حیف است دیگر منفى بازى نمى کند و اینکه او تنهـا کسى ست که این نقش هـا را "شکلاتى" از کار در مى آورد. نگاهـى بمن انداخت و گفت: "تو هـنوز جوونى و فیلمت را هـم نساخته اى. بعداً متوجه میشى که تو این مملکت، دوغ و دوشاب، فرقى با هـم ندارن". امروز فکر میکنم که راست میگفت، اما نه آنقدر شدید.»

کم کم آن دنیا جذاب‌تر از این دنیا می‌شود

طا‌ها افشین (منتقد) نوشت: «من اولین بار نام «فتحعلی اویسی» را روی اعلان همین فیلم دیدم. کلاس اول یا دوم تازه تمام شده بود و می‌توانستم همه چیز را بخوانم و نتیجه‌اش این بود که وقتی با ماشین پدر بیرون می‌رفتیم دائم تمام تابلو‌ها و نوشته‌های موجود در خیابان را گاه در دلم و گاه با صدای بلند می‌خواندم که خب با صبر و تحمل بی‌نظیر پدر و مادر، این «میلِ به خواندن» در من فروکش کرد! آن زمان آثار سینمایی مخصوص کودک و نوجوان به نظرم به یاد ماندنی‌تر بود و به همت مادر، پاتوق ما سینما بلوار بود و تماشای فیلم کودک و نوجوان.

کم کم آن دنیا جذاب‌تر از این دنیا می‌شود

یکی از این فیلم‌ها همین مریم و میتیل بود که شکلِ اسمِ کارگردانش کمی عجیب و سخت بود. یادم هست که برایم عجیب بود و برای اولین بار می‌دیدم که حرف «عینِ» علی، چسبان است و از فامیلی هم دیگر نگویید که بدون علامت، یک بچه‌ی کلاس اولی، بیچاره می‌شد تا بفهمد اویسی همان اُوِیْسی است. بگذریم این‌ها را گفتم که بگویم همواره آن مرد را با آن قد رشیدش از کلاس اول دنبال کردم و بعد‌ها فهمیدم آن اجنبیِ فیلم دلشدگان هم همان مرد قد بلند است. در «مومیایی سه» او شکل دیگری از توانایی خودش را نشان داد و بعد‌ها که «بانو»‌ی مهرجویی را دیدم، شمایل دیگری از بازی‌اش به چشمم آمد.

کم کم آن دنیا جذاب‌تر از این دنیا می‌شود

گذشت تا سریال «شهر قشنگ»؛ جدای از همه‌ی بازی‌های خوب در شهر قشنگ، آقای کاووسی چیز دیگری بود. مرد قد بلند حالا علاوه بر طنازی ویژه‌ای که برای کاووسی خرج می‌کرد، داشت شخصیت مدیری را بازی می‌کرد که اتفاقا غلو شده نبود و نمونه‌اش در جامعه ریخته بود. مدیران پر مدعا و همواره شکست‌خورده که فتحعلی اویسی نقش آن را با مهارت تمام، شیرین و طناز برایمان بازی کرد. این‌ها را گفتم که بگویم همیشه به یادت هستیم آقای قدبلند که اسمت یک «عینِ» وسط دارد. یادت بخیر که می‌خواندی: می‌زند باران به شیشه/ مثل انگشت فرشته/ قطره قطره، رشته رشته»

انتشار یافته: 29
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
08:15 - 1400/07/14
بازیگر بی بدیل و دوست داشتنی ای بود
خداوند رحمتش کنه روحش شاد
پاسخ ها
پنجاه و هشتی
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۲۱ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۴
زمانی که من بچه و نوجوان بودم همیشه جدی ترین نقشها رو بازی می کرد و اکثرا هم منفی بعد از دهه هشتاد یه دفعه شد کمدین. بنده خدا زود هم پیر شده بود کلا نسل قدیم برعکس این نسلهای ننر جدید زود مسئولیت و رنجها بر عهده شون قرار می گرفت و زن و مردشون زود زود پیر می شدند رنج دهه شصتی اینه که سرویس مدرسه اش شلوغ بوده و تو کلاس رو نیمکت سه نفره می نشسته!!!
Iran, Islamic Republic of
08:26 - 1400/07/14
روحش شاد بسیار هنرمند قوی و خوش ذوقی بودند.
Iran, Islamic Republic of
08:36 - 1400/07/14
خیلی دلشکسته شدم . دوحش شاد ، حیف شد.
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۱۹ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۴
دقیقا من هم همین طور . خیلی حیف شد
Iran, Islamic Republic of
08:44 - 1400/07/14
روح بزرگشون شاد و میهمان خدا باشند
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۰۹:۰۸ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۴
روحش شاد. من فکر کنم اولین بار. در سریال سر بداران دیدمش. عالی بود.
Iran, Islamic Republic of
08:58 - 1400/07/14
تکرار نشدنی از هر لحاظ
روحش شاد
Iran, Islamic Republic of
09:01 - 1400/07/14
روحش شاد هنرمند خوبی بود ، چرا خوب ها همه زود میرن ؟
پاسخ ها
عاطفه
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۴۵ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۴
خیلی هم زود نبوده 74 سالشون بوده
Iran, Islamic Republic of
09:09 - 1400/07/14
یه بازیگر خوب و دوستداشتنی خدایش بیامرزد
Iran, Islamic Republic of
09:20 - 1400/07/14
خداوند رحمت کند بازیگر یسیار دوست داشتنی بود کاش قدرش بیشتر میدونستند
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۵۱ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۴
فعلا دوره بازی دماغ عملیاست که دوزار بازی بلد نیستن، متاسفانه بازیگرای خوب اصلا نقش بهشون نمیرسه، بازیگرانی مثل ایرج راد ، رضا بابک، اکبر زنجانپور
Iran, Islamic Republic of
09:24 - 1400/07/14
خدا رحمتش کنه روحش شاد
United Kingdom
09:27 - 1400/07/14
واقعا اون دنیا جذابتر شده.هنرمندان دوست داشتنی هایده مهستی شهرام کاشانی عزیز و خیلی های دیگه در برابر پادشاه بزرگ تاریخ کوروش کبیر ؛سعادت میخواهد.
Iran, Islamic Republic of
09:37 - 1400/07/14
واقعاحیف این هنرمندان خوب ومحبوب دارن میرن وعده ای منفورهنوزسرحال وقبراق هستن
Iran, Islamic Republic of
10:43 - 1400/07/14
روحش شاد بازیگر خوشتیپ و کاربلدی بود
Iran, Islamic Republic of
10:56 - 1400/07/14
رفتن داریم تا رفتن. بعضیا اینجوری میرن پشت سرشون دوست و دشمن میگن روحش شاد ادم خوبی بود. بعضیام که ....
Iran, Islamic Republic of
11:10 - 1400/07/14
حیف که آدمهای قدیمی و کاربلد یک به یک دارن ترکمون میکنن
Iran, Islamic Republic of
11:35 - 1400/07/14
اتفاقا من نسبت به رکن. چهارم قانون اساسی همانا مطبوعات دیدمثبتی نداشتم تا اینکه سریال جذاب وگیرا وبیادماندنی شهرقشنگ با طنازی ومرحوم فتحعلی کاووسی وطراری امیر خاله ووووو محمود احمدی نژاد بصیری ووووو را که دیدم یکدل. نه هزاردل عاشق خبروخبرنگاری وخبرگزاری شدم حتی توی اون کشتی به گل نشسته کاووسی که پولم کجابود یادش بخیر دیالوگهای ماندنی روزمره مردم ایران، براستی ملت ایران ظاهراوباطنا هنرمندان کشورمون را دوست داریم هرچند منتقدشان باشیم روح. جمیع این قشر محترم وزحمتکش که طی یک سریال ماهها وسالها شبانه روزی تلاش میکنند تا. ما ملت ایران سرگرم دلمان شویم. الفاتحه مع الصلوات اقای کاووسی عزیز فتل. جان
Iran, Islamic Republic of
12:05 - 1400/07/14
بخدا دلم ميخواد منم بميرم،خسته ام
Iran, Islamic Republic of
12:55 - 1400/07/14
اون دنیا همیشه زیباتره، آدمای خوب همه دارن میرن، بازیگرای جدید، یه سری آدمای پلاستیکی هستن یه سریال بازی میکنن به خودشون میگن هنرمند، با بادیگارد بیرون میرن، به مردم میگن عوام، مردمو مسخره میکنن، دیگه هیچکس رو نمیشناسن، افسوس کاش از پیکسوتها هم بازی و هم اخلاق حرفه ای می آموختن
Iran, Islamic Republic of
14:01 - 1400/07/14
دلمون بی نهایت براتون تنگ میشه آقای اویسی
نمیتونم تصور کنم اون بازیگر نقش منفی فیلم سرب،همون آقای کاووسی سریال بدون شرح باشه.
و این استادی و توانایی شما بود.
روحتون قرین آرامش و آسایش ابدی.
United Arab Emirates
17:38 - 1400/07/14
منم کم کم دارم میام پیشت آقای کاووسی
و چقدر خوشحالم
Iran, Islamic Republic of
18:13 - 1400/07/14
واقعا آن دنیا با رفتن این انسانهای بزرگ و با اخلاق جذاب تر از این دنیا میشه.
Iran, Islamic Republic of
22:42 - 1400/07/14
چقدر حس خوبی داشت این هنرمند
کلاهی برای باران یادمه
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج