دستکاری ژنتیکی سرباز‌ها در ارتش آمریکا
۶۲۰۶۳۳
۱۱ تير ۱۳۹۷ - ۱۱:۴۲
۱۵ 
غیرفعال کردن ژن ترس، در کنار افزایش توده های عضلانی و قدرت بدنی، بخشی از پروژه فوق محرمانه سازمان «دارپا»- موسسه تحقیقاتی وابسته به ارتش آمریکا- بود که قرار بود با پیشبرد آن، سربازانی باروحیه، نترس و گوش به فرمان بسازد.
مجله همشهری سرنخ - اشکان خسروپور: غیرفعال کردن ژن ترس، در کنار افزایش توده های عضلانی و قدرت بدنی، بخشی از پروژه فوق محرمانه سازمان «دارپا»- موسسه تحقیقاتی وابسته به ارتش آمریکا- بود که قرار بود با پیشبرد آن، سربازانی باروحیه، نترس و گوش به فرمان بسازد.
 
تولید سربازانی که مغزشان قابل کنترل باشد و همزمان بتوانند با حدود 300 نفر ارتباط برقرار کنند، بخش دیگری از پروژه های مخفی سازمان تحقیقاتی ارتش بود که بعد از سال های از حالت محرمانه خارج شده و اکنون در دسترس عموم قرار گرفته است. جزییات این پروژه ها هنوز در حالت محرمانه قرار دارد و بعید نیست که فاز دیگری از آن در حال انجام باشد اما اطلاع از همین بخش پروژه ها هم نشان می دهد که برخی از ارتش ها برای پیروز شدن در جنگ چه راهکارهای عجیبی را به کار می گیرند.

دارپا از اسرارآمیزترین سازمان هایی است که تحت نظر ارتش ایالات متحده کار می کند. این سازمان که پروژه های عجیب و غریب زیادی را طرح ریزی و اجرا کرده در نهایت به دنبال این است که به هر قیمتی شده، یک ارتش قوی و تاثیرگذار در تمام دنیا شکل دهد.

رسیدن به این هدف با اجرا ی پروژه های تحقیقاتی مفصلی شکل می گیرد که بسیاری از آن ها، از دسترس عموم مردم دور بوده و سال ها بعد جزییات شان در اختیار دیگران قرار می گیرد. یکی از مهم ترین پروژه های این سازمان مجموعه ای از دستکاری های ژنتیکی است که ادعا می شود هدفش ایجاد سربازانی نترس و گوش به فرمان بود.
 
 سربازان ماشینی

پروژه ای برای نوزادان ارتشی

مهم ترین هدف این بود که بچه ها، حتی پیش از این که به دنیا بیایند، عضو ارتش باشند و قوانین ارتشی در مغزشان شکل گرفته باشد. ایده عجیبی به نظر می رسد اما سازمان پروژه تحقیقات پیشرفته ارتشی آمریکا (دارپا) آن چنان این پژوهش ها را جدی گرفته و روی آن با شیوه های مختلفی آزمایش می کرد که هر سال حدود دو میلیارد دلار بودجه کشور را می بلعید.

این تحقیقات قرار بود در نهایت منجر به تولد کسانی بشود که از همان آغاز سرباز به دنیا می آمدند، می توانستند رد جنگ ها شرکت کرده یا در گروه های ضدشورش مشغول کار شوند. دست اندرکاران این پروژه آن قدر از حرف هایشان مطمئن بودند که حتی تعهد کرده بودند برای مادرانی که فرزندان ارتشی به دنیا بیاورند، از همان آغاز تولد فرزندشان، مقرری ویژه ارتش رد می کنند و استخدام شان در ارتش آمریکا هم ردخور ندارد.

هدف پروژه پروازانه چه بود؟

این پروژه بزرگ چند شیوه مختلف را دنبال می کرد. یکی از اصلی ترین آن ها این بود که ژن های نهفته هر کسی را بیدار کنند. آنها برای رسیدن به این مقصود که روی بچه های خردسال و نوجوان کاربرد داشت، با روش های طبیعی مثل ورزش های ویژه، کاری می کردند تا به گفته خودشان «ژن ورزشکاری» این افراد بیدار شود. این دانشمندان می گفتند با استفاده از ورزش های خاصی که طراحی کرده اند، توانایی های نهفته آدم های معمولی را بیدار می کنند.

این پروژه بخش های دیگری هم داشت. یکی از آن ها بخشیدن یک توانایی خاص به بدن سربازان بود تا در صورت زخمی شدن، بدن شان زودتر بهبود پیدا کرده و در مدلی بلندپروازانه ماهیچه های جدید در بدن شان ساخته شود.

پروژه شجاع سازی یکی از مهم ترین بخش های این برنامه میلیارد دلاری بود که به طور مختصر این طور هدف گذاری می شد: «با از بین بردن حسن همدلی و مهربانی در سربازان، آنها خواهندتوانست بدون ذره ای حس همدلی و مهربانی در سربازان، آنها خواهند توانست بدون ذره ای رحم و لحظه ای فکر، در جنگ ها شرکت کرده و دشمن را نابود کنند، آن ها می توانند در جنگ های فرسایشی و طولانی مدت شرکت کرده و چون انرژی بی پایانی دارند، خستگی خیلی دیر به سراغ شان می آید. اگر هم اتفاقی برایشان بیفتد یا خراشی بردارند خیلی زودتر از افراد عادی و با کمترین داروی ممکن بهبود پیدا می کنند. در یک کلام، آن ها ماشین هایی با ظاهر انسان خواهندشد.»
 
 سربازان ماشینی

پروژه هایی برای کاهش بودجه بهداشت

مصرف کم و بازدهی بالا در سربازان، هدف بعدی گروه تحقیقاتی بود که برای رسیدن به آن تلاش می کردند. آن ها که سربازان را به چشم ماشین های جنگی می دیدند، دنبال روشی بودند تا به وسیله آن بتوانند مصرف مواد خوراکی را در آن ها کمتر کرده و بازدهی شان را افزایش دهند.

اگر این پروژه به موفقیت می رسید، زمان بستری شدن آن ها در بیمارستان هم کمتر شده و بیمارستان های ارتش بودجه کمتری لازم داشتند، همین صرفه جویی ها از نظر متخصصان این پژوهش، ارزشش را داشت که دست به هر کاری بزنند.

«جوئل گارئو»، استاد دانشگاه آریزونا که با دارپا همکاری می کرد، بدون این که به سربازان ارتش کاری داشته باشد، یک پروژه ویژه تحقیقاتی را جلو می برد که بودجه اش را مستقیما از «دارپا» می گرفت. پروژه ویژه استاد «گارئو» سعی می کرد تا چربی بدن را با مواد مغذی جایگزین کند، به طوری که سرباز- یا هر فردی- بتواند با ورزش کردن یا با انجام حرکات معمولی، این مواد آزادشده را بدون این که دستگاه گوارش را درگیر کنند، وارد جریان خونش کند.

چطور به هدف شان می رسیدند؟

برای رسیدن به چنین هدف عجیبی، تحقیقات گسترده ای شکل گرفت. یکی از اولین پروژه ها که بعدها لو رفت و جزییاتی از آن نیز در اختیار رسانه ها قرار گرفت، شناخت مکانیزم درد و تحمل افراد بود.

عده ای از پزشکانی که روی این پروژه کار می کردند در آغاز کار اصلا نمی دانستند داستان از چه قرار است. فقط فکر می کردند قرار است کاری برای کم کردن سربازان یا آدم های عادی در شرایط خاص انجام دهند. بعد از این مرحله، نوبت تست خستگی بود. در این مورد هم مکانیزم خستگی و روش رسیدن پیام هایی که کوفتگی عضلانی یا ناتوانی موقت مغز را به انسان تلقین می کردند شناسایی شده و سعی کردند تا آن را خاموش کنند.

یکی از اهداف بزرگ این پروژه، دستکاری ژنتیکی سربازان بود اما برای این که چنین پروژه هایی در مقیاس بزرگتر قابل انجام باشد، گروهی از فلاسفه و تاریخ دان ها نیز به مجموعه تحقیقاتی اضافه شدند. کار اصلی آنها فلسفه بافی و تاریخ سازی برای چنین پروژه هایی بود. البته در کنارشان کسانی مثل دکتر «جاناتان مورنو» هم بودند، فیلسوف و تاریخ نویسی که یک پروژه مفصل تحقیقاتی راه اندازی کرده و سال 400 میلیون دلار بودجه می گرفت. کار او در این بخش تحقیقاتی این بود که بررسی کند که سربازان تغییر یافته از نظر مغزی چه رفتاری بروز می دهند، چطور فکر می کنند و رفتارشان در آینده چطور خواهدبود.
 
 سربازان ماشینی

پروژه پلیس آهنی

پروژه تحقیقاتی سازمان های دفاعی ارتش ایالات متحده آن قدر بلندپروازانه و عجیب است که گاهی شباهت زیادی به فیلم های علمی- تخیلی پیدا می کند. یکی از این پروژه ها که مدت ها جزو پروژه های سری سازمان «دارپا» بود، دستکاری ژنتیکی پلیس ها و تغییر بدن سربازان ارتش بود، هدف از این تغییر این بود که این سربازان در بخشی از مغزشان توانایی گسترده ای در زمینه محاسبه اعداد، تخمین مسافت و... داشته باشند.
این پروژه سری که مجله «نیوزویک» هم در گزارش کوتاهی به آن پرداخته فقط روی ژن آدم ها کار نمی کند. بلکه دنبال این است که با کارگذاشتن یک سری دستگاه های ویژه روی مغز، جمجمه، مردمک چشم و دست سربازان از آنها ربات هایی فرمان بردار بسازد.

شاید باورش عجیب به نظر برسد اما این پروژه تحقیقاتی که در بین مردم عادی به «پروژه پلیس آهنی نیز شهرت پیدا کرده، دنبال این است که از سربازها فقط مغزشان را مورد استفاده قرار دهد. البته این یک هدف بلندپروازانه است که برای محقق شدن آن دست کم باید تا سال 2045 منتظر ماند اما ایده ای که در حال حاضر دنبال رسیدن به آن هستند، جای گذاری یک سری تراشه کوچک در مغز سربازان است که آنها را مستقیما به رایانه مرکز فرماندهی متصل می کند.

این چیپ کامپیوتری که به سیستم جهت یاب هم متصل است، می تواند بخش های مختلف مغز را تحت کنترل گرفته و در مواقع لزوم اختیار تمام حرکات سرباز را به دست یک اپراتور در مغز فرماندهی جنگ بسپارد
اطلاعات چندانی از شیوه کار این سیستم مفصل و پیچیده به بیرون درز نکرده اما گفته می شود که «برای کارایی بیشتر سیستم، فقط یک چیپ کوچک درون یا بیرون جمجمه کار گذاشته می شود اما برای اتصال به بخش های مختلف مغز باید از راهی به غیر از بست های فعلی که از جنس فلز، با روکش پلاستیک هستند استفاده کرد. دانشمندان برای رسیدن به این هدف شان از «اتصال هایی که در خود مغز به صورت فیزیولوژیک و رخدادی قرار گرفته» استفاده می کنند.

آن ها درباره این که این ویژگی ها دقیقا چه ساختاری دارند و چطور می توانند چنین امکانی را برای ارتش فراهم کنند اطلاعاتی ارائه نکرده اند.
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج