جایگاه سید حسن مدرس در نظام سیاسی مشروطه کجا بود؟
۶۳۷۹۶۶
۰۹ آذر ۱۳۹۶ - ۰۷:۲۹
۱۲ 
سیاستمدار وطن خواه
درباره ابعاد گوناگون شخصیت مدرس تاکنون بحث های زیادی صورت گرفته است، از قانون دانی و آزادیخواهی اش و دفاع او از حقوق ملت و قانون اساسی که ضامن حقوق و آزادی های ملت بود، زیاد سخن گفته شده است اما نکته ای که بیشتر مغفول مانده، وطن خواهی و ملی گرایی و میهن دوستی مدرس است.
هفته نامه صدا - محمدعلی بهمنی قاجار: دهم آذرماه سالگرد کشته شدن سید حسن مدرس سیاستمدار مشهور ایران معاصر است. کسی که در مقام نماینده مجلس شورای ملی یکی از بزرگ ترین مدافعان و پاسداران مشروطیت، آزادی، حاکمیت قانون و حاکمیت ملی شد و سرانجام هم جان سر تعهد و میثاق با ملت ایران داد.
 
 جایگاه سید حسن مدرس در نظام سیاسی مشروطه کجا بود؟

درباره ابعاد گوناگون شخصیت مدرس تاکنون بحث های زیادی صورت گرفته است، از قانون دانی و آزادیخواهی اش و دفاع او از حقوق ملت و قانون اساسی که ضامن حقوق و آزادی های ملت بود، زیاد سخن گفته شده است اما نکته ای که بیشتر مغفول مانده، وطن خواهی و ملی گرایی و میهن دوستی مدرس است.

مدرس عاشق ایران و دلبسته استقلال و عظمت ایران بود. اینجا به پاره ای از آرا و دیدگاه های مدرس درباره ایران و وطن خواهی اشاره می شود. مدرس وطن خواهی را امری لازم و بایسته می داند. و تعریفی دقیق و روشن از وطن خواهی دارد و بر وطن خواهی خویش هم تاکید می ورزد.

او در تعریفی از وطن خواهی در جلسه 23 دی ماه مجلس شورای ملی بیان می دارد: «ما همه می خواهیم وطن خواه باشیم – اصلا وطن خواهی یعنی چه، وطن یعنی چه، وطن یک حدود ارضی دارد و یک حدود اهلی، وطن عبارت است از یک ارضی و یک اهلی، من اگر وطن دوست باشم آن ارض را باید دوست بدارم و حفظ کنم. اهل آن ارضی را هم که همه هموطن های من هستند باید دوست بدارم و حفظ کنم، ترقی بدهم وطن را، یعنی آن زمین را معمور کنم. اگر خراب است تعمیرش کنم، برای اهل آن ارض هم کمال آسایش و رفاهیت و اسباب غذا و علم شان را فراهم کنم. من خیال می کنم وطن خواهی و وطن دوستی که ما می گوییم این است که ارض خودمان را دوست بداریم و اهل آن ارض را هم مثل خودمان و از خودمان بدانیم (بعضی از نمایندگان: صحیح است) من که از وطن دوستی و وطن خواهی و هموطنی و اینها غیر از این چیزی نمی فهمم.»

مدرس به ایران باستان و تاریخ و گذشته باستانی ایران نیز علاقه دارد و در همین سخنرانی خود درباره انوشیروان دادگر می گوید: «پیغمبر ما حضرت محمد ابن عبدالله صلی الله علیه و آله که جد ماست می فرماید «ولدت فی زمن السلطان العادل»؛ می فرماید من فخر می کنم که زائیده شدم در زمان پادشاه عادل. یعنی انوشیروان عادل. حالا این یعنی پادشاه عدل خودم پادشاه عادل، کسی دیگر؟! انوشیروان پادشاه ایران بوده است یا رم یا چین؟ پادشاه ایران بوده است. اراضی ایران هم کردنشین بود، لرنشین بود، غرب نشین بود. جزیره العرب هیچ وقت سلطانی غیر از سلطان ایران نداشت.»

مدرس تمام اقوام ایرانی را متعلق به مادر میهن یعنی ایران می دانست و آنان را برادر هم، چنانچه در همین سخنرانی 23 دی ماه 1303 می گوید: «بی جهت لغت اقوام خودمان که کردی باشند (آقای اجاق اوقاتش تلخ نشود) کردی لغت خودمان است، عربی هم لغت خودمان است، لری هم سی خودمان است. باید اینها را نگاه داشت. آن برای ما نافع است نه از دست دادش.»

مدرس اولویت سیاسی و وظیفه اول دولت ایران را حفظ تمامیت ارضی ایران می داند و مشروطه را از آن جهت که خاکی از ایران از دست نداده ستایش می کند و در نطق خود در دهم آبان 1303 در این باره تصریح می دارد:

«در این هجده یا هفده سال به یک مشی حرکت شد و حرکت کردند و بنده بلااستثناء همه مشروطه چی ها را خوب می دانم. یعنی تقصیر نکردند که ضرر به مملکت وارد کنند، بلی قدم هایی پیش نرفتند، یک خدمت های عالی نکردند، یک اصلاحات فوق العاده ای نکردند. لیکن الحق والانصاف ضرری در این چند سال هم به مملکت وارد نکردند. شاید عقیده شخص بنده باشد، هر وقت به فکر مرحوم ناصرالدین شاه می افتم، طلب مغفرت می کنم، اما تاسف می خورم که کاش «مرو» را در خرابی گذارده بود، خاک خراب قابل آبادی است ولی وقتی زمین نیست آبادی را باید کجا کرد؟ این هفده سال که مشروطه بود گرچه نتوانستیم قدم های اصلاح خوب برداریم ولی الحمدلله ذره ای هم خاک خراب را از دست ندادیم. انشاءالله هر وقت رجال مملکت، مردمان وطن خواه موفق شدند، هر جا هم خاک خراب است، آباد می کنند. در سفر مهاجرت وقتی که دفعه دوم برگشتیم، از بین النهرین آمدیم به قصر تا ماهیدشت، جایی که زیرش بنشینیم ندیدیم... لکن شاکر بودیم که خاک خراب باقی است. حالا همه ساخته شده است. غرض عرض بنده این است که اصولا در این سال های مشروطه یک خرابی وارد نشد بلکه اصول محفوظ ماند و اگر صدگونه اختلاف داشتیم در اصل و مرام متفق بودیم.»

مدرس درباره اهمیت اقتصاد برای پیشرفت ایران هم در جلسه 13 اسفند ماه 1301 می گوید: «اول طریق نجات این مملکت سیاست اقتصادیست.»

مدرس برای دفاع از میهن به فکر نظام وظیفه اجباری بود و با وجود اختلافات عمیق با رضاخان سردارسپه به خاطر مشی دیکتاتوری وی، از طرح نظام وظیفه او در راستای استقلال ایران حمایت کرد. در جلسه13 اسفند ماه 1301 در این باره تصحیح کرد: «یک مسئله دیگر که عملی است، مسئله سربازگیری است. حفظ حدود و ثغور ممالک اسلامی وظیفه هر شخص مسلمانی است و تمام دنیا از ما گرفته اند و حالا ما در دنبال همه مانده ایم و اول روز سعادت مملکت روزی خواهد بود که دست به این کار زده شود.»

مدرس به اهمیت نمادین برخی ایالات ایران برای اعتلا و عظمت ایران هم آگاه بود چنانچه در مورد آذربایجان کلام جالبی دارد و در سخنرانی 27 فروردین ماه 1303 خود در مجلس شورای ملی می گوید: «در حقیقت آذربایجانی ها موسس آزادی بوده و نسبت شان به مملکت نسبت دست راست است به یک بدن. آذربایجان همیشه حافظ خودش بوده و حافظ سایر مملکت هم بوده است و همیشه پیش قدم بودند. در پیشرفت مقاصد متعلقه به مملکت ایران، این مسئله محل شبهه نیست. مقدمه دیگر یک دسیسه هایی همیشه در آذربایجان واقع یا محتمل الوقوع بوده که اسباب زحمت خواهد بود یا خواهد شد. نهایتا ما باید آذربایجان و آذربایجانی ها را فوق العاده مراعات کنیم و حفظ حقوق شان و امنیت شان و ادارات شان همیشه نظر ما به آذربایجان نظر خیلی عالی است چرا؟ به واسطه این که به منزله دست است. هم حافظ خودش است هم حافظ سایر مملکت.»
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج