شهیار قنبری؛ ترانه‌سرای شب‌های عاشقی و روز‌های عصیان
۷۵۲۷۲۹
۰۹ مرداد ۱۳۹۷ - ۰۹:۳۳
۴۴ 
موسیقی هنر است و می‌تواند به مانند تمامی هنر‌ها هویت بخش هم باشد، نجوای کولی‌ها یا موسیقی‌های معترض دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی، موسیقی‌هایی که یک وجه اشتراک دارند و مولف هستند. در واقع آن چه که بیش از هر چیز دارای هویتی یکپارچه و منسجم است، این همان نقطه‌ای است که ما را به کسی مثل شهیار قنبری می‌رساند.

برترین ها - ایمان عبدلی: موسیقی هنر است و می تواند به مانند تمامی هنرها هویت بخش هم باشد، نجوای کولی ها یا موسیقی های معترض دهه 60 و 70 میلادی، موسیقی هایی که یک وجه اشتراک دارند و مولف هستند. در واقع آن چه که بیش از هر چیز دارای هویتی یکپارچه و منسجم است، این همان نقطه ای است که ما را به کسی مثل شهیار قنبری می رساند، همو که در ترانه نویسی مولف بوده است و ترانه هایش نه شبیه هیچ کس و نه حتی تکرار خودش است.

می خواهم کمی عینی تر حرف بزنیم؛ میانه های دهه هفتاد پس از دو دهه رخوت، ترانه ی فارسی رسمیت پیدا کرده بود. آن سال ها را با تصویر جوانان گیتار به دستی به یاد می آوریم که در پارک ها و معابر عمومی خودنمایی می کردند. همان هایی که «اگه یه روز» یا «دل اسیره» را می زدند و می خواندند. در همان سال ها البته بودند کسانی که مثلا با اشعار شهیار قنبری خودنمایی می کردند «لا لا لا دیگه بسه...». آن ها کم شمارتر بودند اما علاوه بر آن که یک موسیقی خوب را زمزمه می کردند (مثل اصلانی) یک وجه تشخص دیگری هم برای خودشان خریده بودند؛ تمایز و تمایز و تمایز.

چرا حیات شهیار قنبری ویژه و متمایز است؟

به هر حال در آن روزها جامعه از رخوت در آمده بود و جوان ترهایش به دنبال عناصر هویتی بودند، هر کس خودش را به آن چه که نزدیک تر می دید، وصل می کرد و در دسته ای قرار می گرفت که دوستش داشت. چه خوشبخت بودند که فضای کار موسیقی در آن دوره مملو از مولف هایی که از دهه پنجاه خورشیدی به جا مانده بودند. کسانی که خصوصیات منحصر به فرد کاری خودشان را داشتند و گاهی مثل شجریان در سنتی و قنبری در پاپ، علاوه بر همه ی فاکتورهای لازم کار هنری، برای مخاطبانشان تمایز، تشخص و کاراکتر می ساختند.

موهبت کمی نیست که می شود با الصاق به دنیای موسیقایی و ترانه نویسیِ کسی مثل شهیار قنبری برای خودت هویت کسب کنی؛ من فرامرز اصلانی را زمزمه می کنم پس علاقه مند به نوازندگی گیتار هستم و دنیای ترانه های کلاسیک ایرانی را دوست دارم. من شهیار قنبری را می خوانم و می شنوم پس به یک عصیان مستتر در ترانه و سینما و نقاشی توامان علاقه مند هستم. منظور این که نمونه های این چنینی نشان می دهد که ترانه وقتی مولف باشد و موزیک وقتی هویت داشته باشد، فراتر از یک پکیج پر سرو صدا، مشتری خودش را خواهد داشت و این ماندگاری در زمان، همان عامل تفاوت دهنده میان یک کار مصرفی با یک کار هنری است.

«نون و پنیر و سبزی» به عنوان یک مصداق از کار ماندگار با بهره گیری از عناصر زندگی روزمره و همنشینی آن ها با عناصر اساطیری مثل (قصه شهر جادو) و البته با زبانی مملو از استعاره مثل (سفره ی سرد عاشق) از همان قسم کارهایی است که در زمان محصور نمانده و همیشه زمزمه می شود، قنبری در این ترانه نشان می دهد که برای حرف های گُنده زدن نیازی به واژه های گُنده نیست و این هنر دکوپاژ واژه هاست که ترانه سرا را رستگار می کند.

این که بخواهیم کار شهیار قنبری و در سطح بعدی ایرج جنتی عطایی و یا حتی اردلان سرفراز را با امروزی ها مقایسه کنیم، قیاس مع الفارق است و البته که باید هر تراوش ذهنی را با لحاظ کردن شرایط محیطی و زمانی سنجید و قضاوت کرد. اگر روزگاری شهیار قنبری در سفر به لندن و مواجه با بیتلزها و پینک فلوید و رولینگ استونز تحت تاثیر قرار گرفته و نوعی از ترانه فارسی خلاقانه را عرضه کرده، امروز ترانه از همان مبدا (دنیای غرب) هم دچار افت و ابتذال شده، نه که بخواهم ترانه نویس های امروز ایران را تبرئه کنم! اما خب دنیای بعد از جنگ جهانی دوم و آن جهان پر از عصیان و در عین حال خلاقیت دهه 60 میلادی با امروز قابل مقایسه نیست.

آن روزگاری که «دو ماهی» خلق شد، دنیای دیگری بود. (ما دو تا ماهی بودیم. توی دریاهای شور) شروع کوبنده و تماما تصویری که انگار همه چیز در آن چیده شده بود، مثل یک عکس یا یک تابلوی نقاشی. از پس دنیایی که پینک فلوید در آن «هی تو» را نوشته بود و واژه ها چند لایه بود و مفهوم ترانه نه که پیچیده، اما چند وجهی بود.

چرا حیات شهیار قنبری ویژه و متمایز است؟

اگر امروز مثلا هستند کسانی در همان قالب (ترانه - روایت) به مبتذل ترین شکل و در حد «میس کال» و «تخت خواب» تقلیل می دهند، البته که اندازه ای هم حق دارند و خب زیست ترانه سرا متاثر از شرایط محیطی هم هست. مفهوم وفاداری و اصولا نوع رابطه ها حالا شکل دیگری است و المان هایی چون سرعت و تنوع و کثرت، ترانه فارسی را به سطح رسانده. شرح توصیفات اتاق خواب و شرح عادی زیست روزمره، با عباراتی نظیر امشب را با کی میخوابی و یا چرا گوشیمو جواب نمی دی و خزعبلاتی از این دست صرفا واگویه واژه های روزمره در یک ضبط استودیویی است و ربطی به ترانه نویسی ندارد.

کما این که حتی اگر ترانه نویس امروزی تحت تاثیر هر عاملی از خلق ایماژ در ترانه عاجز است و یا نمی تواند از دنیای نقاشی و سینما و عکس در خلق ترانه اش کمک بگیرد، حداقل در روایت روزمره از ادبیاتی غنی تر و ذهنی عمیق تر استفاده کند، نمونه هایش می شود «عطر تو» (همین امشب فقط ، امشب فقط، هم بغض من باش) کاری که حداقل تعابیر درجه یک و تازه ای دارد؛ (گلدون رفاقت)، (ای سخت و آسان) و البته «نفس» (اگه حتی بین ما فاصله یک نفس، نفس منو بگیر) ترانه ای که نشان می دهد چگونه صنایع ادبی نظیر اغراق می تواند شروع یک ترانه را کوبنده کند و قطعا از این دست مثال ها زیاد است.

شهیار قنبری نه به خاطر نگاه اجتماعی و سیاسی اش (که دچار انحراف است) ، بلکه بیشتر از هر چیز به خاطر هنر ترانه نویسی اش قابل ستایش است. رنج ترانه نویسی با تسلط بر هنرهای مختلف به گنج ماندگاری می رسد، هر آن که ژست گرفت که رستگار نشد، چه یغما و چه روزبه، مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد.

انتشار یافته: 25
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
10:17 - 1397/05/09
واقعا مسخره س که این همه از شهیار بنویسد ولی حتی یک خط از داریوش اقبالی و فرهاد و گوگوش و خیلی های دیگه که شهیار تاثیر مستقیم بر کارهاشون داشته نیارید

چرا از این شخصیت ها می ترسید؟

اینها کسانی هستن که بین مردم مقبول تر از خواننده های داخلی هستن و پلی بکی اجرا نمی کنن

کمی تعقل لطفا
پاسخ ها
انسان
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۵۴ - ۱۳۹۷/۰۵/۰۹
عجیبه اینم نوشتن،تمامه خانندگان از نظر اینها معاند و کافر هستن
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۳۱ - ۱۳۹۷/۰۵/۰۹
! متن درباره ترانه سراها بود نه خواننده ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۴۸ - ۱۳۹۷/۰۵/۰۹
گوگوش بیچاره رو که فحش کش کردند .کامنتهای صفحه اش رو نمی خونید ؟ مردم زن ستیز ایران
Iran, Islamic Republic of
13:24 - 1397/05/09
نمی فهممتون واقعا...
یارو دزد و قاتله اسم و عکس نمی زارین بعد شهیار که شعر سیاسی هم خیلی داره خبرش و کار می کنین...
فازتون چیه دقیقا
اینوری هستین یا اونوری؟
Iran, Islamic Republic of
15:48 - 1397/05/09
خوبه که اسمش رو درست نوشتید وگرنه الان سر و کله اش پیدا میشد و می نوشت من شهیار هستم،نه شهریار!
Iran, Islamic Republic of
16:47 - 1397/05/09
تقریبا هر آهنگی که ترانش رو نوشته رو عاشقشم....مخصوصا اون هایی رو که برای فرهاد مهراد نوشته...دوست دارم آقا قنبری
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۲۰:۴۹ - ۱۳۹۷/۰۵/۰۹
و البته اونایی که خودش خونده
همه شون شاهکارن و نوستالژیک
Iran, Islamic Republic of
20:54 - 1397/05/09
من اگه بفهمم این سایت با خودش چند چنده خیلی خوبه!
یه کامنت ساده رو سانسور میکنین اونوقت راجع به نون و پنیر و سبزی که یکی از سیاسی ترین ترانه ها بود صحبت میکنین
خدایی چه خبره اینجا؟
Iran, Islamic Republic of
22:01 - 1397/05/09
لالا لالا دیگه بسه گل لاله هنوزم تیر وترکش قلب و میشناسه هنوزم شب به زیر سرب و چکمه میناله . واقعا شعرهاش سیاسیه که متناسب با حال وهوای این روزهاست
پاسخ ها
بدون نام
United Kingdom
۰۱:۵۴ - ۱۳۹۷/۰۵/۱۰
سلام نویسنده محترم ایکاش یادی از زویا زاکاریان پرویز وکیلی وپرویز مقصدی بزرگ اما گم شده در خاطره ها میکردی
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۰۱ - ۱۳۹۷/۰۵/۱۰
این شعر هیچ ربطی به نسل فوفول فعلی نداره.بیخود جو نگیره شما رو.برید التماس کنید تا با آمریکا مذاکره کنند:)
Iran, Islamic Republic of
01:49 - 1397/05/10
تکرار نشدنی شهریار قنبری مثل رویاست
Iran, Islamic Republic of
04:28 - 1397/05/10
برای چی اخرش نوشتی اظهارات سیاسیش انحرافیه.یا از کسی تعریف تمجید نکن یا میکنی از دیدگاه های سیاسیشم بگو.چقد ترسوییم.
Iran, Islamic Republic of
04:29 - 1397/05/10
به کسایی که نظراتشون با اینا یکی نیست.میگن دیدگاه سیاسیشون منحرفه.زشته اقا ننویس اینارو خودتو کوچیک میکنی بدتر
پاسخ ها
یلداY
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۱۱ - ۱۳۹۷/۰۵/۱۰
جالبه شعارشون استقلال ،آزادی و جمهوری اسلامیه
استقلال که مثلا داریم ولی به خاطر همین استقلال نصف مردم دارن از گشنگی میمیرن
آزادی هم کلا حرفشو نزن از هیچ لحاظ
میمونه جمهوری اسلامی که از اون فقط حجاب مهمه تو اسلام...اینهمه اسلام دستورات واجبتر از حجاب داده که اگه اجرا بشه بیشتر مردم میتونن تو رفاه زندگی کنن
و اینکه جون من سانسور نکنین نظرمو
بدون نام
Canada
۰۵:۳۵ - ۱۳۹۷/۰۶/۱۲
زمان شاه همه شون داشتن می مردن...

انقدر حرف مجانی نزنید... اول انقلاب اونایی خونه نداشتن بهشون زمین دادن...الان مناطقی هست تو تهران که تمام زمین هاش و اول انقلاب رایگان دادن به مردمی خونه نداشتن و تو فقر مطلق بودن... انقلاب برای آب و نون نبود اما یه سری آب و نونم گرفتن...یه سری از همین مردم عادی.... یکی از کسانی برای هر چهارتا بچه اش اون زمان زمین های ۲۰۰ متری گرفته و هنوزم همون جا زندگی میکنن برای انقلاب شاخ شده... قبل انقلاب تو یه اتاق ده پونزده نفری زندگی میکردن سرایدار بودن حالا شاخ و شونه میکشن گذشته شون یادشون رفته...
حرف مفت زدن که خرجی نداره بزنید...
Iran, Islamic Republic of
04:32 - 1397/05/10
فرشاد نوشته یارو دزد و قاتل اسمو عکسشو نمیزارین.بعد اینکه این همه شعر سیاسی داره خبر ازش کار میکنید.مگه چه گناهی کرده قنبری دیدگاه سیاسیش فرق میکنه.بعدشم مگه استقلال ازادی جمهور اسلامی نیست اینجا.پس همه آزادن نظراتشونو بگن چه با شعر و اهنگ چه هرچیزه دیگه ایی پسر جان
Iran, Islamic Republic of
13:36 - 1397/05/10
شهیار قنبری و ایرج جنتی عطایی و اردلان سرفراز
Iran, Islamic Republic of
18:32 - 1397/05/11
طلسم جادوگر باید با دستای تو بشکنه...

دورد بر استاد شهیار قنبری و داریوش جان اقبالی و ابی عزیز
Iran, Islamic Republic of
18:34 - 1397/05/11
نداریم مثله شهیار و ایرج و استاد اردلان در عرصه ترانه

خدا هرسه تا شونو تا ابد نگه داره

گنجینه بسیار فاخر هستن.
Canada
05:42 - 1397/06/12
یه سری میگن چرا از افکار سیاسیش نگفتید!! اخه ببینید عنوان و موضوع مقاله چیه بررسی ترانه سراییه.... نه زندگی نامه!!!!!!
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج